بديع الزمان فروزانفر

839

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

ليك بگريزيد از سرد خزان * كان كند كاو كرد با باغ و رزان سرد خزان : صفت است بمعنى اسم مصدر يعنى سردى خزان ، نظير آن را در شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل : ب ( 943 - 940 ) ذكر كرده‌ام ، اين شواهد را بر آن مىافزايم : آلوده : بمعنى آلودگى : گفت آب اين شرم بىمن كى رود * بىمن اين آلوده زايل كى شود مثنوى ، ج 2 ، ب 1367 آگه : بجاى آگهى : چون دو ناطق را ز حال يكدگر * نيست آگه چون بود ديوار و در ج 3 ، ب 1499 پشيمان : در معنى پشيمانى : چند گاهى او بپوشاند كه تا * آيدت ز آن بد پشيمان و حيا ج 4 ، ب 166 ياوه تاز : بمعنى ياوه تازى : گفت آن درويش اى داناى راز * از پى اين گنج كردم ياوه تاز ج 6 ، ب 2288 احتمال مىرود كه اصل چنين بوده است : « سردى خزان » بحذف كسره‌ى اضافه از ياء سردى كه ناسخ بنا بر معمول قدما ( ى ) را در كتابت نياورده چنان كه گاهى كسره‌ى اضافه را به صورت ( ى ) مىنوشته‌اند و اين هر دو شيوه در كتابت معمول بوده است . از امير مومنان على ( ع ) نقل مىكنند : توقوا البرد فى اوله و تلقوه فى آخره فانه يفعل فى الابدان كفعله فى الاشجار ، اوله